تبلیغات اینترنتیclose
حالا که آمده ای(محمد رضا عبدالملکیان)
پیچک ( محمد رضا عبدالملکیان)
شعر و ادب پارسی

زیبا

زیبا !

زیبا هوای حوصله ابری است



نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 26 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |


حالا که آمده ای
 

۱

حالا که آمده ای

من هم همین را می گویم

میان من و تو فاصله ای نیست

میان من و تو تنها پرنده ای ست

که دو آشیانه دارد

۲

حالا که آمده ای

قبول کن

جاده ها به جایی نمی رسند

این بار از مسیر رودخانه می رویم

۳

حالا که آمده ای

چترت را ببند

در ایوان این خانه

جز مهربانی نمی بارد

۴

حالا که آمده ای

من هم موافقم

در امتحان بعدی

ورقه هایمان را سفید می دهیم

سفیدِ سفید

مثل برف

۵

حالا که آمده ای

دوباره این سوال را از هم می پرسیم

مگر ما برای ماهی ها چکار کرده ایم

که این همه قلاب می اندازیم

در آب؟!

۶

حالا که آمده ای

می گویم چه ماجرای قشنگی است

کبوتر ها دانه هایشان را در زمین می خورند و

امتحانشان را در آسمان پس میدهند

۷

حالا که آمده ای

هردو همین حرف را می زنیم

مرزها را ما نکشیده ایم

ما فقط برای سربازان گریه کرده ایم

۸

حالا که آمده ای

کنارم بنشین

بخند

دیگر برای پیر شدن فرصتی نیست...

 

 

 

 

محمد رضا عبدالملکیان

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار 5, | بازديد : 681